تعریف و معنی fertileدر زبان انگلیسی. Fertilizer معنی تخصصی در دیکشنری آبادیس. تعریف و معنی fertileدر زبان انگلیسی. روسی плодородный, размножающийся اسپانیایی fértil فرانسوی fertile زرخیز، پیداواری ترجمه ها.
| Translate fertile to hebrew morfix english hebrew dictionary. | معنی fertile به فارسی + جملهها با تلفظ. | دیکشنری تخصصی معنی fertile به فارسی. | Этот плодородный период длится до конца тридцати или начала сорока. |
|---|---|---|---|
| تعریف fertil بارور, قابل باروری معنی، مترادف، حالت، ترجمه. | ایمیل شمااختیاری ایمیل وارد شده. | معنی fertility به فارسی + جملهها با تلفظ. | A natural substance that is used to make the ground more suitable for growing plants. |
| Fertile – englishрусский translations in wikdict. | باردار, حاصلخیز, بارور are the top translations of fertile into persian. | Fertile به فارسی دیکشنری فرانسوی. | مثال adding fertilizer helps the plants produce bigger flowers. |
| ماده ای که برای تغذیه و رشد بهتر گیاهان به خاک اضافه می شود. | ایمیل شمااختیاری ایمیل وارد شده. | خرید اشتراکافزودن واژه افزونه مرورگر. | Fertilizer معنی تخصصی در دیکشنری آبادیس. |
| 12% | 16% | 20% | 52% |
دیکشنری تخصصی معنی Fertile به فارسی.
Translation Of Fertile Into Persian.
Sample translated sentence all remaining fertile women should be collected and. This fertile period lasts until the late thirties or early forties, Fertile به فارسی دیکشنری فرانسوی, باروری ، بارخیز و حاصلخیز.Of an animal, person, or plant able to produce offspring, fruit, or seed.. Results for fertile translation from english to persian mymemory..Fertile – englishрусский translations in wikdict, حاصلخیز, پرثمر, بارور, برومند, پربرکت, جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
Fertile به فارسی دیکشنری فرانسوی.
بارور ، حاصلخیز ، دارای قدرت باروری ، قادر به تولید مثل. معنی و نمونه جمله fertile همراه با مترادف و متضاد، تلفظ صوتی آمریکایی و بریتانیایی، حاصلخیز، بارور خاک یا زمین. معنی و نمونه جمله fertility همراه با مترادف و متضاد، تلفظ صوتی آمریکایی و بریتانیایی، حاصلخیزی، باروری, بارور، حاصلخیز، پربرکت، پرثمر، برومند, مثال adding fertilizer helps the plants produce bigger flowers. معنی و نمونه جمله fertility همراه با مترادف و متضاد، تلفظ صوتی آمریکایی و بریتانیایی، حاصلخیزی، باروری. Translate fertile to hebrew morfix english hebrew dictionary, Fertilizer معنی تخصصی در دیکشنری آبادیس.This fertile period lasts until the late thirties or early forties. Human translations with examples هلال حاصلخیز. Human translations with examples هلال حاصلخیز. دیکشنری تخصصی معنی fertile به فارسی.
معنی Fertile دیکشنری انگلیسی به فارسی.
معنی fertile دیکشنری انگلیسی به فارسی. تعریف fertil بارور, قابل باروری معنی، مترادف، حالت، ترجمه. دیکشنری انگلیسی به فارسی, نتایج برای معنی فارسی fertile, Этот плодородный период длится до конца тридцати или начала сорока.
باردار, حاصلخیز, بارور Are The Top Translations Of Fertile Into Persian.
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.. Translation of fertile into persian..
A natural substance that is used to make the ground more suitable for growing plants. خرید اشتراکافزودن واژه افزونه مرورگر. معنی fertile دیکشنری انگلیسی به فارسی.
anime spanking افزودن کود باعث تولید گل های بزرگ. دیکشنری انگلیسی به فارسی. تعریف و معنی fertileدر زبان انگلیسی. معنی adjective حاصلخیز، پرثمر، بارور، برومند، پربرکتمعنی برای کلمه fertile پیدا نشد. بارور ، حاصلخیز ، دارای قدرت باروری ، قادر به تولید مثل. arab budes
anushka deokate bikini Fertile – englishрусский translations in wikdict. معنی fertile دیکشنری انگلیسی به فارسی. دیکشنری تخصصی معنی fertile به فارسی. Fertile به فارسی دیکشنری فرانسوی. تعریف و معنی fertileدر زبان انگلیسی. arab gay ass
8 muses jabcomix حاصلخیز, پرثمر, بارور, برومند, پربرکت. معنی fertility به فارسی + جملهها با تلفظ. Fertile – englishрусский translations in wikdict. بارور، حاصلخیز، پربرکت، پرثمر، برومند. دیکشنری تخصصی معنی fertile به فارسی. 52av自拍
arab gay تويتر معنی fertile به فارسی + جملهها با تلفظ. معنی و نمونه جمله fertility همراه با مترادف و متضاد، تلفظ صوتی آمریکایی و بریتانیایی، حاصلخیزی، باروری. معنی و نمونه جمله fertile همراه با مترادف و متضاد، تلفظ صوتی آمریکایی و بریتانیایی، حاصلخیز، بارور خاک یا زمین. Этот плодородный период длится до конца тридцати или начала сорока. Fertilizer معنی تخصصی در دیکشنری آبادیس.
arab comics Sample translated sentence all remaining fertile women should be collected and. دیکشنری تخصصی معنی fertile به فارسی. Translation of fertile into persian. جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. Fertile به فارسی دیکشنری فرانسوی.